در خلوت و تنهایی
غیر از تو نمی گویم
جز بوی تو را از گل
در باغ نمی بویم
هر صبح که می بینم
خورشید فروزان است
حس می کنم آن لحظه
از نور تو در آن است
شب ماه در آن بالا
مانند سلام توست
و روز گل خورشید
گوینده نام توست
هر بید که می لرزد
در باد برای توست
هر ابر که میبارد
باران صدای توست
زیبایی تو پیداست
در باغچه باغستان
من هر چه بگویم باز
تو خوب تری از آن
جعفر ابراهیمی



